آتلیه کودک | آتلیه نوزاد | آتلیه بارداری

آتلیه کودک | آتلیه نوزاد | آتلیه بارداری
عضويت سريع
نام کاربري :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ايميل :
نام اصلي :
کد امنيتي :
تبادل لينك اتوماتيك
عنوان :
آدرس :
کد امنيتي :
چت باكس

نام :
وب :
پیام :
2+3=:
 
(Refresh)
نیلی بلاگ

 اگر به دنبال ثبت عکس های واضح و شارپ هستید، این آموزش فوکوس خودکار برای شماست. در این مقاله با انواع فوکوس خودکار (Autofocus یا AF) مثل فوکوس تشخیص فاز و تشخیص کنتراست آشنا شده، مُد های فوکوس خودکار و تنظیمات فوکوس خودکار دوربین های نیکون و کانن را بررسی کرده و عکاسی با سیستم فوکوس خودکار دوربین را آموزش می دهیم. عکاسی بارداری در آتلیه بارداری

 

آیا تا به حال پیش آمده که بعد از یک جلسه عکاسی در مورد عکس هایی که گرفته اید احساس اطمینان داشته باشید، اما بعد از بررسی دقیق تر متوجه شده باشید که اکثر تصاویر به میزان کم یا زیاد، عقب یا جلو فوکوس شده اند؟ اگر اینطور است، این مقاله قطعا برای شماست!

چشم های من ناخودآگاه به سمت تصاویر به وضوح شارپ و دارای جزئیات کشیده می شوند، چون من در جوانی کارهای برخی عکاسان خبری مانند گوردن پارکز، دایان آربوس، الیوت ارویت، و یوجین ریچاردز را بررسی و مطالعه می کردم.
این عاسان نه تنها محتوای حقیقی و دیدنی (لحظات) را ثبت می کردند، بلکه این کار را با چنان تیزهوشی و فراست تکنیکی انجام می دادند که حواس بصری مرا غلغلک می داد و ستون فقرات مرا به لرزه می انداخت. من می خواستم تصاویری ایجاد کنم که به اندازه همان تصاویری که می پرستیدم، تمیز و فریبنده باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوس خودکار در عصر تکنولوژی دیجیتال مدرن، امکان ثبت سریع سوژه را فراهم می کند، اما این تکنولوژی در هنگام گرفتن تصاویر در محیط های پر هرج و مرج یا شرایط نامطلوب – و به طرز شگفت آوری، حتی در شرایط ایده آل – گاهی اوقات منجر به ایجاد نتایج بی ثبات و غیر قابل اطمینانی می شود.
قصد من از نوشتن این مقاله، بحث در مورد فوکوس خودکار (AF) است: این که چگونه کار می کند، و مُدها و نقاط AF مختلف موجود، برای اطمینان از فوکوس باثبات تر حتی در چالش برانگیزترین شرایط.
سیستم های فوکوس خودکار فوق العاده پیچیده هستند و توضیح نحوه دقیق کار آنها خیلی طول می کشد و باعث گیج شدن ما می شود. بنابراین در اینجا توضیح مختصری در مورد دو نوع مُد فوکوس خودکار ارائه می دهم.
فوکوس تشخیص فاز
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوس تشخیص فاز (Phase detection) در DSLR ها بیشتر رایج است و از چیزی که تحت عنوان تقسیم کننده پرتو (beam-splitter) شناخته می شود، استفاده می کند. تقسیم کننده پرتو، نور (تصویر) را به سمت دو میکروسنسور متفاوت هدایت می کند، در نتیجه دو تصویر جداگانه و یکسان ایجاد می شوند. این دو تصویر به طور خودکار با استفاده از نرم افزار داخلی دوربین، هم تراز می شوند (در فوکوس قرار می گیرند).
اگر تا به حال از یک دوربین فیلم خور قدیمی تر با لنزهای فوکوس دستی استفاده کرده باشید، ممکن است به یاد بیاورید که چطور یک تصویر یا صحنه به صورت دو بخشی در مرکز منظره یاب ظاهر می شد، و فوکوس با هم تراز کردن دو تصویر تراز نشده به دست می آمد. تشخیص فاز نیز به همین روش کار می کند.
فوکوس تشخیص کنتراست
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
فوکوس تشخیص کنتراست (Contrast detection) مسلما دقیق تر از تشخیص فاز است، به خصوص هنگام عکاسی از سوژه های (پرتره های) کلوزآپ با یک دیافراگم باز (به عنوان مثال، f/1.4-f/2.8). تکنولوژی پشت آن سبک تر و ارزان تر است. سیستم های AF تشخیص کنتراست بیشتر در دوربین های بدون آینه کوچکتر و سبک تر مشاهده می شوند.
تشخیص فاز قوی تر و گران تر است، اما در مورد سوژه های در حال حرکت یا متحرک غیر قابل پیش بینی، سریع تر و قابل اطمینان تر نیز هست. مکانیزم تشخیص کنتراست بسیار ضعیف تر، سبک وزن تر و ارزان تر است، اما این سیستم به طور قابل توجهی آهسته تر و کُندتر از تشخیص فاز است.
برای این مقاله، من بر سیستم های DSLR تمرکز می کنم (قصدم قیاس نیست)، چون آنها – در حال حاضر – برای عکاسی اکشن سریع و کم نور (به عنوان مثال، عکاسی خبری، ورزشی، حیات وحش، و مراسم عروسی) نقطه اتکاء هستند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
من با هر دو سیستم کانن و نیکون زیاد کار کرده ام (هر کدام از آنها نقاط قوت و ضعف خودش را دارد)، اما طبق تجربه شخصی من، نیکون در زمینه به دست آوردن فوکوس سریع و دقیق در شرایط نامطلوب و نور کم با سوژه های در حال حرکت، بهتر است.
من اغلب با استفاده از نور موجود، لنزهای ثابت، و دیافراگم های باز – معمولا بین f/1.4 و f/2.8 – عکس می گیرم. در مورد ثبت لحظات کلیدی برای مشتریان مراسم عروسی، احتمال از دست دادن عکس ها بسیار زیاد است.
من به سرعت و دقت و تلاش برای ثبات نیاز دارم. من باید بتوانم آن لحظات تعیین کننده را همانطور که نمایان می شوند ثبت کنم، اما تصاویر شارپ نیز می خواهم. هیچ چیزی بیشتر از ثبت یک محتوای عالی که کمی خارج از فوکوس باشد، مرا ناامید نمی کند.
مسئله فوکوس دقیق، هنگام فوکوس بر روی سوژه های نزدیک به لنز یا هنگام استفاده از لنزهای سریع با دیافراگم های باز، حتی بیشتر برجسته می شود. در این موارد، درک کامل و جامع مُدهای فوکوس خودکار و نقاط AF دوربینتان از هر چیزی مهم تر است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
هنگام ثبت سوژه های ثابت یا دارای حرکت آهسته، من با AF-S بهترین نتایج را به دست می آورم. من از نقطه فوکوس مرکزی دوربین استفاده می کنم، که دقیق ترین و قابل اطمینان ترین نقطه فوکوس خودکار AF)) محسوب می شود. من فوکوس را با نقطه AF مرکزی به دست آورده و قفل می کنم، سپس دوباره سریع ترکیب بندی می کنم و عکس می گیرم.
دوربین های امروزی مجهز به نقاط فوکوس خودکار (AF points) زیادی هستند. بسته به این که از چه مدل دوربینی استفاده می کنید، می توانید تا ۱۵۳ نقطه را انتخاب کنید. نقاط AF معمولا زمانی که دکمه کنترل شاتر تا نیمه فشار داده می شود، با رنگ قرمز یا سبز، روشن می شوند.
مُدهای فوکوس (هم برای نیکون و هم کانن)
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
(AF-A)Autofocus Automatic در نیکون | AI Focus AF در کانن
ر مُد (AF-A)Autofocus Automatic ، دوربین صحنه را تحلیل و بررسی کرده و تعیین می کند که از کدام نقطه/نقاط AF استفاده کند. بر اساس این که سوژه حرکت می کند یا ثابت است، برای به دست آوردن فوکوس، به طور خودکار بین AF-S و AF-C جابجا می شود.
Single Servo AF (AF-S) در نیکون | One-Shot AF در کانن
در مُد Single-Servo AF (AF-S)، نقطه AF انتخاب شده فوکوس را بر روی سوژه قفل می کند، تا زمانی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده باقی بماند. قفل فوکوس معمولا با روشن شدن یک دایره توپر در منظره یاب نشان داده می شود.
هنگامی که فوکوس به دست آمد و قفل شد، صحنه مجددا بدون از دست دادن فوکوس بر روی سوژه(های) انتخابی ترکیب بندی می شود. این مُد AF برای سوژه هایی که ثابت هستند، ایده آل است.
Continuous Servo AF (AF-C) در نیکون | AI Servo AF در کانن
در فوکوس Continuous Servo AF (AF-C)، دوربین به فوکوس کردن (و تنظیم فوکوس) بر روی نقطه AF انتخاب شده ادامه می دهد، تا زمانی که شاتر فعال شود. این مُد AF برای سوژه های در حال حرکت ایده آل است.
مُد AF Area (نقاط AF)
علاوه بر این مُدهای فوکوس، دوربین های DSLR نیکون و کانن مجهز به نقاط AF متعدد و گزینه های مُد ناحیه AF می باشند.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
مُدهای AF Area در نیکون
نیکون به شما اجازه می دهد تا گزینه های مُد ناحیه AF زیر را انتخاب کنید:
Single Point – عکاس یک نقطه AF تنها را به صورت دستی تعیین می کند، و دوربین در نقطه AF انتخاب شده بر روی سوژه فوکوس می کند، که برای سوژه های ثابت بهترین گزینه است.
Dynamic Area – عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند، مانند Single Point AF (بالا). با این حال، اگر سوژه حرکت کرده و ناحیه نقطه AF انتخاب شده را ترک کند، دوربین بر اساس نقاط AF اطراف تنظیم می شود و مطابق با آن مجددا فوکوس می کند. این گزینه برای سوژه هایی که به طور غیر قابل پیش بینی حرکت می کنند، بهتر از همه عمل می کند.
Auto – دوربین تعیین می کند که کدام نقطه AF شامل سوژه است و به طور خودکار فوکوس می کند.
۳D – عکاس نقطه AF را به صورت دستی تعیین می کند. هنگامی که دکمه کنترل شاتر تا حدی فشرده می شود، و دوربین فوکوس را به دست می آورد، عکاس صحنه را دوباره ترکیب بندی می کند، و دوربین به صورت خودکار به یک نقطه AF جدید جابجا می شود تا فوکوس را برای سوژه انتخاب شده حفظ کند.
مُدهای AF Area در کانن
گزینه های AF Mode کانن بسیار شبیه به نیکون هستند، اما بیشتر مبتنی بر گروه های نقاط AF برای دستیابی به فوکوس می باشند.
AF Point Expansion – این مُد به شما اجازه می دهد تا برای سوژه هایی که در حال حرکت هستند یا کنتراست زیادی برای به دست آوردن فوکوس سریع ندارند، یک نقطه AF اولیه را همراه با ۴ یا ۸ نقطه AF دیگر در اطراف آن انتخاب کنید.
Zone AF – این گزینه خوشه ای از ۹ یا ۱۲ گروه نقطه AF قابل حرکت برای دستیابی به فوکوس بر روی نزدیکترین سوژه ای که در ناحیه انتخابی شما قرار می گیرد، فراهم می کند.
Auto AF Point Selection – در این مُد، تمام نقاط AF فعال هستند و بسیار شبیه به مُد ۳D AF نیکون، فوکوس را ردیابی می کنند.
اگر شما هم مثل من باشید، این گزینه ها می توانند هیجان انگیز، اما فوق العاده سخت باشند. بنابراین، از شما می خواهم که یک نفس عمیق بکشید و ادامه مطلب را بخوانید. چون در ادامه در مورد کاربردهای عملی و استفاده از این اطلاعات در محل عکاسی صحبت می کنم.
من در درجه اول یک عکاس پرتره و مراسم عروسی هستم که وسواسش برای ایجاد تصاویر شارپ به تجربیات زیادی در طول ۲۰ سال فعالیت حرفه ای اش منجر شده است. من با هر ترکیب بدنه DSLR و لنزی که بتوانید تصور کنید کار کرده ام و چیزی که می خواهم به شما بگویم یک راز نیست؛ یک تاییدیه است.
کالیبراسیون لنز
اول، من بهترین فوکوس و وضوح تصویر خود را با استفاده از لنزهای اختصاصی ثابت به دست آورده ام. کالیبراسیون لنز مناسب نیز در دستیابی به نتایج مطلوب با ترکیب DSLR ها و لنزهای اختصاصی – هم ثابت و هم زوم – سودمند است. کالیبراسیون لنز اولین گامی است که باید برای دستیابی به ثبات و دقت در زمینه فوکوس بردارید.
نیکون در برخی از بدنه DSLR های حرفه ای جدیدتر خود تنظیم دقیق فوکوس خودکار را ارائه می دهد (AF fine-tuning)، و من نمی توانم بگویم که چه ابزار ارزشمندی است. کانن نیز به عکاسان خود اجازه می دهد تا لنزهای حرفه ای خود را با بدنه های حرفه ای تنظیم و کالیبره کنند (AFMicroadjustment)، اما در حال حاضر این قابلیت هنوز یک فرآیند دستی است.
[عکاسی با فوکوس خودکار ]
می دانید که هیچ ترکیب بدنه دوربین و لنزی کامل و بی نقص نیست و تمام ترکیبات بدنه/لنز می توانند از کالیبراسیون لنزهای شما نفع ببرند. شما چه یک دوربین جدیدتر داشته باشید که به شما اجازه دهد به صورت خودکار کالیبره کنید، و چه یک سیستم قدیمی تر داشته باشید و مجبور باشید کالیبراسیون لنز را به صورت دستی انجام دهید، این کار لازمه ایجاد تصاویر شارپ همیشگی است.
من در زمینه کار با نقاط AF و مُدهای AF تجربه زیادی دارم. من متوجه شده ام که فوکوس نقطه مرکزی، و Single-Servo AF (AF-S) برای اشیاء ثابت یا دارای حرکت آهسته، باثبات تر از هر ترکیب موجود دیگری از نقطه AF و مُد فوکوس است.
من ترجیح می دهم از نقطه AF مرکزی برای به دست آوردن و قفل کردن فوکوس استفاده کنم، سپس برای ثبت تصویر نهایی مجددا صحنه را ترکیب بندی کنم، به جای این که از نقاط AF که به لبه منظره یاب نزدیک تر هستند استفاده کنم. من همیشه به این روش عکس نمی گیرم، اما از طریق مقایسه فهمیده ام که این روش سریع تر و قابل اطمینان تر است و فوکوس نیز در عکس ها دقیق تر می باشد.
نقاط AF و مُدهای فوکوس دوربین شما به شدت وابسته به کنتراست موجود در صحنه می باشند. نقطه AF مرکزی کنتراست را تشخیص می دهد و در نتیجه سریع تر و دقیق تر از نقاط نزدیک به لبه منظره یاب یا تصویر، فوکوس را به دست می آورد.
علاوه بر این، نقاط AF مرکزی نقاط فوکوس متقاطع (cross-type) هستند، که قادر به فوکوس کردن به صورت خطی در دو جهت افقی و عمودی می باشند.
فوکوس بر روی سوژه های در حال حرکت
من متوجه شده ام که هنگام فوکوس کردن برای سوژه های در حال حرکت، استفاده از Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد Dynamic Area AF (نیکون) یا Zone AF (کانن)، حتی در شرایط نور بسیار کم نیز بهترین و باثبات ترین نتایج را ارائه می دهد.
به خاطر داشته باشید که مُدهای Dynamic و Zone AF اجازه انتخاب گروه های نقاط AF اعم از گروه های ۸-۴ نقطه ای را برای حفظ ردیابی فوکوس مداوم برای سوژه های در حال حرکت به شما می دهند.
هنگامی که من کمی از سوژه های در حال حرکت دورتر باشم، متوجه شده ام که عکاسی در Continuous-Servo AF (AF-C) همراه با مُد ۳D area AF (نیکون) یا Auto AF (کانن) باثبات ترین نتایج را ایجاد می کند.
به عنوان مثال، هنگامی که من از اولین رقص عروس و داماد عکس می گیرم، از مُد ۳D AF-C استفاده می کنم، چون به من اجازه می دهد تا به دوربین بگویم که می خواهم کدام سوژه(ها) در فوکوس باشند و آن فوکوس را همانطور که سوژه(ها) در کادر حرکت می کنند به طور پیوسته حفظ می کنم، یا خودم صحنه را دوباره ترکیب بندی می کنم.
عکاسی پرتره
من فکر می کنم که مهم ترین چالش های فوکوس در گرفتن عکس های پرتره یا کلوزآپ از جزئیات با لنزهای بلندتر (۵۰mm یا بزرگتر) در دیافراگم های f/1.2-f/2.8 به وجود می آیند. اینجاست که حرفه ای ها از آماتورها تفکیک می شوند.
بسیاری از عکاسان می خواهند به یک جلوه بصری برجسته (بوکه) که هنگام عکاسی از یک سوژه با دیافراگم بسیار باز (f/1.2-2.8) می بینیم دست یابند، و در چشم ها فوکوس به دست آورند. در این موارد، احتمال خطا بسیار زیاد است. گاهی اوقات شما تنها یک سانتیمتر وضوح (شارپنس) می بینید – و اگر آن را از دست بدهید، تصویر غیر قابل استفاده می شود (حداقل به نظر من).
اغلب از من سوال می شود که آیا ترفندی برای رسیدن به وضوح چشم در عکس های پرتره در چنین عمق میدان کمی وجود دارد. «ترفند» این است که بدانید تمام تجهیزات شما چطور کار می کنند. بدانید هر لنز با بدنه ای که با آن جفت شده چطور کار می کند، و هنگام عکاسی با عمق کم برای آن سوژه یا صحنه خاص، کدام نقطه AF یا مُد فوکوس بهترین نتایج را ایجاد می کند.
این مورد را در نظر بگیرید: هنگام عکاسی با لنز ۸۵mm تنظیم شده بر روی f/1.8 با سوژه ای که در فاصله ۱ متری دوربین قرار دارد، شما تنها حدود ۱٫۳ سانتیمتر عمق میدان دارید. اگر از نقطه AF مرکزی در مُد AF-S برای تنظیم، و قفل کردن فوکوس استفاده کرده، و قبل از ثبت تصویر آن را مجددا ترکیب بندی کنید، تقریبا بعید است که سطح فوکوس باریک شارپ شما در جایی که ابتدا فوکوس را قفل کردید، قرار گیرد.
این علم مثلثات پایه است.
تغییر جزئی زاویه دوربین در اثر ترکیب بندی مجدد (یا حتی نفس کشیدن)، به طور چشمگیری بر سطح فوکوس تاثیر می گذارد (آن را تغییر می دهد)، که باعث می شود گونه، بینی، یا چانه (به جای چشم ها) در فوکوس قرار گیرند.
بنابراین شما به استراتژی خلاقانه تر و موثرتری نیاز دارید، مگر این که بخواهید در تمام پرتره هایی که با یک دیافراگم کم عمق می گیرید، چشم های سوژه درست در مرکز کادر قرار گیرند.
طبق تجربه من، استفاده از Continuous Servo AF (AF-C) و انتخاب گروهی از ۴ تا ۶ نقطه Dynamic AF در نزدیکی چشم بهترین راه برای به دست آوردن وضوح چشم در این سناریو است.
با این حال، من متوجه شده ام که عکاسی در مُد Continuous Frame یا High-Speed و اعمال تنظیمات جزئی بر روی فوکوس به صورت دستی در حالی که شاتر فعال است، تنها راه مطمئن برای ثبت حداقل ۱ یا ۲ فریم است که در آن چشم ها کاملا شارپ هستند.
نتیجه گیری
فوکوس خودکار یک ابزار قدرتمند و راحت است که به پیشرفت و ارتقای عکاسی به جایی که من ۲۰ سال پیش هیچ وقت نمی توانستم تصور کنم، کمک کرده است.
با این حال، با وجود تمام چیزهای مکانیکی و ساخت بشر، هنوز هم ضعف ها و محدودیت هایی وجود دارد. از این گذشته، در مورد تخیل یا تمایلات خلاقانه ای که ما را قادر – و مجبور – به فراتر بردن آن ابزارها از محدودیت هایشان برای رسیدن به نتایج مطلوب و مورد نظر می سازد، هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ چیزی که تنها زمانی امکان پذیر است که ما دانش نحوه کار این ابزارها را داشته باشیم.
همانطور که قبلا در این مقاله گفتم، فوکوس خودکار و سیستم های AF فوق العاده پیچیده هستند. این موضوع برای بسیاری از عکاسان – چه تازه کار و چه حرفه ای – جذابیت و ارزش زیادی دارد.
همچنین یک تکنولوژی به سرعت در حال تحول است، که به این معنی است که آنچه ما امروز می دانیم ممکن است فردا دیگر کاربردی نداشته باشد. متغیرها و عوامل زیادی بر دقت و ثبات AF تاثیر می گذارند. یک مقاله به تنهایی هیچ وقت نمی تواند به تمام این جنبه ها بپردازد.
امیدوارم که با این آموزش عکاسی توانسته باشم اطلاعات مفیدی ارائه دهم که الهام بخش شما برای بیشتر کردن مهارت هایتان باشد. ما به عنوان عکاس برای انتقال دیدگاه و صدای خود بر تکنولوژی متکی هستیم، بنابراین نه تنها مهم بلکه لازم است که تکنولوژی را درک کنیم – تا بتوانیم در هنر خود پیشرفت کنیم.
نویسنده: پاول ون هوی (Paul Van Hoy)

منبع:

لنزک


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ساعت 1:59
توسط آتلیه کودک | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت
برچسب ها : عکاسی,راهنمای عکاسی,آموزش عکاسی,

 درک محدوده تُن ها به آموزش عکاسی شما کمک خواهد کرد – از این رو مطالعه این مقاله را به همه لنزکی ها توصیه می کنیم. مانند اکثر مفاهیم در عکاسی، لازم است که درک درستی از محدوده تُن ها (Tonal range) در عکس های خود داشته باشید. شما باید از این دانش برای بهبود مهارت های تکنیکی خود استفاده کنید و همچنین باید بدانید چه موقع قوانین را به نفع تحقق دیدگاه خلاقانه خود بشکنید. محدوده تُن ها در عکاسی چیست؟
همانطور که ما در مسیرهای خاص خود پیشرفت می کنیم، ممکن است مواقعی باشد که حتی باملاحظه ترین افراد هم به برخی چیزها توجه نکنند. المان های ساده گاهی اوقات در ابتدا نادیده گرفته می شوند – مانند یک سه پایه لق (غیر ثابت)، یا فراموش کردن و عکاسی با تنظیمات قبلی دوربین.
گاهی مفاهیم تکنیکی عکاسی ما اشتباه درک شده، اشتباه تفسیر می شوند، یا بدتر – کاملا فراموش می شوند. این مشکل به سطح مهارت ربطی ندارد و عکاسان حرفه ای و کسانی که برای سرگرمی عکاسی می کنند را به یک اندازه تحت تاثیر قرار می دهد.برگزاری مراسم جشن تولد آتلیه نوزاد

به عنوان مثال بلوک اصلی ساختمان هر عکس را در نظر بگیرید؛ نور. در عصر دیجیتال پس پردازش بسیار انعطاف پذیر ما، گاهی اوقات ممکن است فراموش کنیم که چه اتفاقی برای میزان روشنایی تصاویر ما می افتد.

عکس های ما نمایش کنتراست (تضاد) بین نور و تاریکی هستند، اما فاصله بین این دو تقریبا بی حد و مرز است.
سخن کوتاهی در مورد محدوده تُن ها
تمام چیزی که ما امروز در این آموزش عکاسی در مورد آن صحبت می کنیم، محدوده روشنایی از تاریکی کامل تا روشنایی کامل است که به آن محدوده تُن ها (Tonal range) گفته می شود. محدوده بین سطوح روشنایی مختلف در عکس های ما درجه کنتراست (تضاد بین روشنایی و تاریکی) آن را تعیین می کند. نگاهی به این مقیاس تُن بیاندازید:
[محدوده تن ها در عکاسی]
ما از تاریکی کامل (سیاه) در سمت چپ به روشنایی کامل (سفید) در سمت راست می رسیم. این مقیاس هم برای عکس های رنگی و هم سیاه و سفید استفاده می شود. حالا، بیایید در مورد هر یک از این مقادیر و ارتباط آنها با عکاسی شما صحبت کنیم.
هایلایت ها

من همیشه به هایلایت ها (Highlights) به عنوان روشن ترین بخش های یک تصویر فکر می کردم. اما در واقع، هایلایت ها را می توان قسمت هایی از عکس در نظر گرفت که شامل مقادیر روشنایی زیادی هستند، اما هنوز هم جزئیات قابل توجهی دارند (سفید بدون جزئیات نیستند). این یک نمونه از مقادیر روشنایی هایلایت است:
[محدوده تن ها در عکاسی]
توجه داشته باشید که اگرچه این نواحی روشن هستند، اما هنوز هم کمی بافت و جزئیات قابل تشخیص در داخل قسمت های روشن وجود دارد. اگر می خواستیم نوردهی را در دوربین یا با پس پردازش افزایش دهیم، آنقدر روشن می شد که جزئیات را به طور کامل از دست می داد، که ما را به نکته بعدی می رساند.
قسمت های سفید
اگر ما روشنایی را تا اندازه ای افزایش دهیم که هایلایت ها بیش از حد روشن شوند (که جزئیات قابل مشاهده نباشند)، در این صورت سفید کامل (Whites) داریم.
حتی اگر ناحیه سفید به رنگ سفید به نظر نرسد، ممکن است به دلیل فقدان جزئیات، یک «ناحیه سفید» کلی در نظر گرفته شود. در زیر یک نمونه روشنایی که سفید کامل در نظر گرفته می شود، نشان داده شده است:
[محدوده تن ها در عکاسی]
بسته به عکس شما، افزایش نوردهی تا نقطه سفید شدن ممکن است مطلوب باشد یا نباشد. ما همانطور که درباره ارتباط محدوده تُن با ایجاد تصاویر بحث می کنیم، در این مورد نیز بیشتر صحبت خواهیم کرد.
تُن های میانی
تُن های میانی (Midtones) دقیقا همان چیزی است که از نامش مشخص است – تمام مقادیر روشنایی که تاریک یا روشن نیستند تُن میانی در نظر گرفته می شوند. اکثر اوقات نورسنج دوربین ما در «مُد خودکار» تلاش می کند تا برای رسیدن به این روشنایی متوسط نوردهی کند.
[محدوده تن ها در عکاسی]
در حالی که تُن های میانی کمک می کنند تا مطمئن شوید که اطلاعات زیادی در یک تصویر وجود دارد، اما تصویری که تنها دارای تُن های میانی باشد فاقد پویایی است.
سایه ها
قسمت هایی که به صورت سایه ظاهر می شوند، ارتباط نزدیکی با هایلایت ها دارند، البته در جهت عکس. سایه ها (Shadows) قسمت هایی از یک عکس هستند که تاریک اند اما هنوز هم دارای سطحی از جزئیات می باشند (سیاه کامل نیستند).
عکس بالا یک نمونه عالی از اطلاعات بیشتر در قسمت های سایه است، بنابراین بیایید یک بار دیگر از آن استفاده کنیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]
این قسمت های تاریک تر هنوز هم اطلاعاتی دارند که بیننده بتواند ببیند. با این حال، اگر آنها را تاریک تر کنیم تا جایی که جزئیات از دست بروند یا «بسوزند»، آن وقت… درست حدس زدید، مقدار روشنایی آنها کاملا سیاه می شود.
قسمت های سیاه
هر بخشی از یک عکس که روشنایی صفر داشته باشد، سیاه (Black) در نظر گرفته می شود. درست مانند قسمت های کاملا سفید، لازم نیست این نقاط در تصاویر ما کاملا بدون رنگ باشند تا سیاه خالص در نظر گرفته شوند.
بیایید نگاهی به برخی از سایه هایی که کاملا سوخته اند و هیچ جزئیاتی ندارند بیاندازیم:
[محدوده تن ها در عکاسی]
قسمت های کاملا سیاه آنقدر تاریک هستند که نمی توانید هیچ چیزی ببینید. آنها را «سایه های تاریک» در یک عکس در نظر بگیرید. وجود این قسمت ها در تصویر شما لزوما چیز بدی نیست، بنابراین بیایید در مورد آنها صحبت کنیم.
مقادیر روشنایی و شما
اگر تا به حال در میان عکاسان گفتگویی در مورد مناسب بودن سطح روشنایی در یک عکس داشته اید، می دانید که در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از عکاسان احساس می کنند که تصاویر نباید هیچ قسمت کاملا سیاه یا کاملا سفیدی داشته باشند – که تمام قسمت های عکس باید سطحی از جزئیات را به بیننده ارائه دهند.
[مدوده تن ها در عکاسی]
با این حال، برخی دیگر ادعا می کنند که سوختن یا زیاد شدن بیش از حد برخی مقادیر روشنایی، به خاطر کنتراست، کاملا خوب است. انجام این کار بدین معنی است که یک ناحیه کاملا سیاه و کاملا سفید وجود داشته باشد، به طوری که تمام مقادیر روشنایی دیگر جایی بین این دو مقدار مطلق قرار گیرند.
باید به خاطر داشته باشیم مواقعی وجود دارد که یک سایه سوخته یا یک هایلایت فوق العاده روشن همان چیزی است که برای آوردن یک عکس به خانه نیاز دارید.
[محدوده تن ها در عکاسی]
سخن آخر
به نظر من چیزی به عنوان یک تکنیک مشخص برای هر عکسی که می گیرید، وجود ندارد. شاید این مسئله ساده به نظر برسد، اما به راحتی ممکن است اهمیت این که چطور سطوح روشنایی مختلف بر یک تصویر تاثیر می گذارند را نادیده بگیریم. بیایید چیزهایی که در مورد مقادیر روشنایی یاد گرفتیم را سریع مرور کنیم:
    هایلایت ها – قسمت های روشن در یک عکس که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سفید – قسمت های بیش از حد روشن که در آن مطلقا هیچ اطلاعاتی (جزئیاتی) باقی نمانده است.
    تُن های میانی – این تُن ها نه سایه هستند و نه هایلایت، بلکه یک مقدار روشنایی متوسط هستند.
    سایه ها – قسمت های تاریک تر تصویر که هنوز هم دارای جزئیات می باشند.
    قسمت های سیاه – بخش های تاریک کاملا «سوخته» یک عکس که مطلقا هیچ جزئیاتی ندارند.

منبع:

لنزک


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ساعت 1:58
توسط آتلیه کودک | تعداد بازديد : 3 | لينك ثابت
برچسب ها : عکاسی,راهنمای عکاسی,آموزش عکاسی,

 اگرچه «مهندسی معکوس» مانند یک اصطلاح بسیار تکنیکی به نظر می رسد، اما در واقع چیزی است که شما بارها آن را انجام داده اید. هر بار که سوالاتی مانند «این عکس را با چه دوربینی گرفتید؟»، «برای عکاسی از چه تنظیماتی استفاده کردید؟» یا «در کجا گرفته شده؟» می پرسید، در واقع سعی کرده اید یک عکس را مهندسی معکوس یا تفسیر کنید. در آموزش عکاسی امروز، به چگونگی مهندسی معکوس یا تجزیه بصری یک عکس و رسیدن به بیشترین اطلاعات در مورد آن می پردازیم. عکاسی نوزاد
برای همه ما پیش آمده که به یک عکس نگاه کرده و سعی کنیم بفهمیم چگونه ایجاد شده است. من این کار را هر روز انجام می دهم. شما چه از این مسئله آگاه باشید و چه نباشید، زمانی که یک عکس تحسین برانگیز را می بینید، سعی می کنید آن را تجزیه و تحلیل کنید. از خودتان می پرسید، «چطور می توانم عکس هایی مانند این بگیرم؟»سالن تولد کودک

واقعیت این است که اگر از عکاسی در مورد دوربین یا تنظیماتش سوال کنید، در واقع دارید سوال های اشتباهی می پرسید. با این حال، سوال بپرسید. چون اینگونه یاد می گیریم. اما می توانید از بررسی یک تصویر نیز چیزهای زیادی یاد بگیرید – اگر بدانید که باید به دنبال چه چیزی باشید. زمانی که بتوانید یک تصویر را به صورت بصری تجزیه کنید، یک قدم به ایجاد چیزی شبیه به آن نزدیک تر می شوید.

این آموزش، درس سرقت هنری نیست. تنها راهی است برای یادگیری از عکاسان دیگری که کارشان را تحسین می کنید. هیچ هنرمند موفقی بدون یادگیری از کارهای دیگران نمی توانست به جایی که امروز هست برسد.
نور و سایه
مهم ترین درس عکاسی ای که من یاد گرفته ام این است که همه چیز به نور بستگی دارد. مهندسی معکوس عکس ها نیز همینطور است. تجزیه و تحلیل نور در یک تصویر ساده ترین و موثرترین راهی است که می توان فهمید آن عکس چگونه ایجاد شده است.
هنگامی که به تصویر نگاه می کنید، از خودتان چند سوال بپرسید.
    نور از کدام جهت می آید؟
    آیا بیش از یک منبع نور وجود دارد؟
    نور سخت است یا نرم؟
    آیا نور بازتاب شده در عکس وجود دارد؟
    دمای رنگ چطور؟ گرم است یا سرد؟
گاهی اوقات پاسخ ها واضح خواهند بود. گاهی اوقات پاسخ دادن به این سوالات غیر ممکن است. اما هرچه بیشتر آنها را از خودتان بپرسید، بهتر می توانید به آنها پاسخ دهید.
اگر به یک عکس منظره نگاه می کنید، تقریبا همیشه می توانید فرض کنید که تنها یک منبع نور وجود دارد – خورشید. اما این بدان معنی نیست که نمی توانید نور را تجزیه و تحلیل کنید. جهت، میزان سختی، و دمای نور چیزهای زیادی در مورد شرایطی که عکس در آن گرفته شده است به شما می گویند. با وجود این که نورپردازی زیبای مناظر به اندازه نورپردازی پرتره یا محصولات تجاری تکنیکی نیست، اما هنوز هم می توانید از تجزیه و تحلیل آن چیزهای زیادی یاد بگیرید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
نو خورشیدی که به این منظره می تابد، همراه با نور گرم در سمت راست تصویر، به وضوح نشان می دهد که نور از کجا می آید.
اگر دارید یک پرتره را مهندسی معکوس می کنید، احتمالا بیش از یک منبع نور، و همچنین نور بازتاب شده دارید. هنگامی که یک عکاس چند منبع نور را با هم متعادل (هماهنگ) می کند، مهندسی معکوس یک عکس می تواند سخت تر شود. اما هنوز هم راه هایی برای تجزیه و تحلیل نور وجود دارد، اگر بدانید که باید به دنبال چه چیزی باشید.
برای شروع از خودتان بپرسید «سایه ها کجا هستند؟» ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد، اما یکی از بهترین راه های تجزیه و تحلیل نور این است که به بخش های تاریک تر تصویر نگاه کنید. در کجا هیچ نوری وجود ندارد؟ آیا سایه های سخت می بینید؟ قسمت هایی وجود دارد که در آن بتوانید کاهش تدریجی نور را ببینید؟ بررسی سایه ها چیزهایی در مورد جهت نور و همچنین اندازه آن نسبت به سوژه به شما خواهد گفت.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
خزهای روشن در اطراف بدن خرس نشان می دهد که این تصویر از پشت نورپردازی شده است. و سایه او بر روی زمین، جهت دقیق تابش نور را نشان می دهد.
همانطور که نورپردازی پیچیده تر می شود، تفسیر نور یک عکس نیز سخت تر می شود. هرچه منابع نور یا رفلکتورهای بیشتری اضافه می شوند، وضوح سایه ها کمتر می شود. اگر سایه ها خیلی روش باشند یا اصلا وجود نداشته باشند، احتمالا به این معنی است که یا نور خیلی پخش شده و در کل آن مکان بازتاب شده، یا چند منبع نور وجود دارد.
اگر خوش شانس باشید، گاهی اوقات می توانید با نگاه کردن به بازتاب ها ببینید که دقیقا از چه منبع نوری استفاده شده است. به چشم ها، شیشه ها، پنجره ها، سطح آب، و هر چیزی که نور را بازتاب می کند نگاه کنید. گاهی اوقات می توانید یک بازتاب عالی از منبع نور را ببینید، اما حداقل قادر به تشخیص جهت آن خواهید بود.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
نور نرم بر روی سوژه، به همراه بازتاب نور در شیشه عینک او، نشان می دهد که پنجره منبع نور است. سایه های بسیار تاریک به ما می گویند که هیچ منبع نور دیگری وجود ندارد.
تجهیزات و تنظیمات عکاسی
در بسیاری از موارد، نیازی نیست بپرسید از چه تجهیزات یا تنظیماتی برای ایجاد یک عکس استفاده شده است. با تمرین، می توانید یاد بگیرید که جزئیات تکنیکی مانند فاصله کانونی، دیافراگم و سرعت شاتر را حدس بزنید.

زمانی که بدانید فاصله کانونی چگونه بر یک تصویر تاثیر می گذارد، فهمیدن این که از چه فاصله کانونی استفاده شده است، زیاد سخت نیست. به عنوان یک قاعده کلی، هرچه فاصله کانونی کوتاهتر باشد (لنزهای واید)، اعوجاج بیشتری خواهید دید و میزان بیشتری از یک صحنه در کادر جای خواهد گرفت. هرچه فاصله کانونی بیشتر می شود (لنزهای معمولی یا تله)، فشرده سازی بیشتری در تصویر و میزان کمتری از صحنه را در کادر خواهید دید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
تنها یک لنز بسیار واید می تواند همه چیز را در صحنه ای مانند این، از زمین گرفته تا آسمان، ثبت کند. اعوجاج لنز باعث می شود که اشیاء نزدیک تر مانند این ماشین بسیار بزرگتر به نظر برسند.
اگرچه این موضوع، فاصله کانونی دقیق استفاده شده را به شما نمی گوید، اما حدود تقریبی آن را به شما می دهد. با تمرین، می توانید بگویید که یک عکس با یک لنز واید (<35mm)، معمولی (۳۵-۸۵mm) یا تله (>85mm) گرفته شده است. عدد دقیق آن مهم نیست. چیزی که مهم است به دست آوردن یک ایده تقریبی است از این که برای ایجاد یک عکس مشابه، فاصله کانونی کجا باید باشد.
همانند فاصله کانونی، با درک این که دیافراگم چه تاثیری بر یک تصویر دارد، به طور تقریبی می توانید بفهمید که از چه دیافراگمی استفاده شده است. همانطور که دیافراگم لنز باز و بسته می شود، عمق میدان (DOF) تصویر تغییر می کند. هرچه دیافراگم بازتر باشد (عدد f کوچکتر)، DOF باریک تر خواهد بود.
باز هم، عدد دقیق مهم نیست. چیزی که مهم است درک نحوه تاثیر دیافراگم بر DOF (عمق میدان) و نحوه تفسیر DOF یک عکس است. اگر تصویر شارپ بوده و از پیش زمینه تا پس زمینه در فوکوس باشد، احتمالا از یک دیافراگم کوچکتر (f/11-22) استفاده شده است. اگر همه چیز به جز سوژه نرم و خارج از فوکوس باشد، احتمالا از یک دیافراگم بزرگتر (f/1.4-5.6) استفاده شده است. اگر DOF جایی بین این دو باشد، احتمالا دیافراگم حدود f/5.6-11 می باشد.
در نهایت، این اصول را می توان برای سرعت شاتر نیز به کار برد. احتمالا می دانید که سرعت شاتر بر نحوه ظاهر شدن حرکت در یک تصویر تاثیر می گذارد. اگر اجسامی که انتظار دارید آنها را در حال حرکت ببینید بی حرکت و ثابت هستند، می فهمید که از یک سرعت شاتر سریع تر استفاده شده است. اگر کمی تاری حرکتی (motion blur) در تصویر وجود دارد، می فهیمد که سرعت شاتر آهسته تر بوده است.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
می توانید ببینید که در اینجا از یک سرعت شاتر طولانی تر برای ایجاد جلوه ابریشمی آب استفاده شده است، که در عکاسی با نوردهی طولانی مرسوم است.
در یک عکس منظره، هر بار که آب ابریشمی نرم یا ابرهای کشیده شده در نوردهی های طولانی را می بینید، می فهمید که آن عکس یک سرعت شاتر حداقل چند ثانیه ای دارد. اگر کمی حرکت می بینید، احتمالا سرعت شاتر کمتر از یک ثانیه است. برای متوقف کردن حرکت، انتظار سرعت شاتر حداقل ۱۰۰/۱ ثانیه را دارید.
برای ثبت آب در حال حرکت، یک سرعت شاتر بسیار کوتاه مورد نیاز است، همانطور که در این عکس منظره دریایی استفاده شده است.
اگر هیچ شیء در حال حرکتی در عکس وجود نداشته باشد، فهمیدن سرعت شاتر مورد استفاده بسیار سخت تر است. اما اگر هیچ حرکتی وجود نداشته باشد، آن وقت سرعت شاتر هم هیچ اهمیتی ندارد. فقط باید به اندازه کافی سریع باشد تا از هر گونه تاری ایجاد شده توسط حرکت دوربین جلوگیری کرده و یک تصویر شارپ را تضمین کند.
پس پردازش
مهندسی معکوس پس پردازشی که به یک تصویر اعمال شده است، سخت ترین بخش این کار است. امروزه تقریبا هیچ محدودیتی برای کارهایی که می توانید در فتوشاپ انجام دهید وجود ندارد، در نتیجه فهمیدن این که یک عکس چگونه پردازش شده دشوار است.
شما می توانید با نگاه کردن به عکس بفهمید که به طور تقریبی چقدر پس پردازش بر روی آن اعمال شده است. آیا واقعی به نظر می رسد؟ آیا رنگ ها و تُن ها همانطور که در واقعیت انتظار دارید به نظر می رسند؟ آیا کل تصویر از تاریک ترین سایه ها گرفته تا روشن ترین هایلایت ها به خوبی نوردهی شده است؟ آیا نور و سایه ها آنطور که انتظار دارید در کل تصویر یکنواخت هستند؟ آیا افراد واقعی به نظر می رسند، یا به طور غیر ممکنی عالی و بی نقص؟
پرسیدن این نوع پرسش ها به شما کمک خواهد کرد تا بفهمید باید به دنبال چه چیزی باشید. اگر به تصویر کلی نگاه کنید، به راحتی ممکن است از تجزیه و تحلیل آن ناامید شوید. زمانی که عکس را تجزیه کرده و به تک تک جزئیات آن نگاه می کنید، دیدن ویرایش هایی که بر روی آن اعمال شده راحت تر می شود.
اعتراف می کنم که خودم با وجود کوررنگی، در این زمینه چندان مهارت ندارم. تشخیص درجه بندی رنگ یا جلوه هایی که اعمال شده، هیچ وقت برای من آسان نیست. اما با تمرین، خیلی بهتر شده ام. و اگر من توانستم این کار را انجام دهم، پس شما هم می توانید.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
با نگاه کردن به کلیسا می توانید ببینید که برای تاکید بر خورشید گرم بعد از ظهر، در پس پردازش گرمای بیشتری به تصویر اضافه شده است.
به یاد دشته باشید که عکاسان و روتوش کننده هایی که در زمینه فتوشاپ بسیار ماهر هستند، خیلی خوب می توانند کاری کنند که تصاویرشان طبیعی و ویرایش نشده به نظر برسند. فقط به این دلیل که یک تصویر واقعی به نظر می رسد، به این معنی نیست که واقعا همینطور است. مهندسی معکوس کردن عکسی که توسط یک متخصص فتوشاپ ویرایش شده، بسیار دشوار است.
داده های Exif
زمانی که هیچ کدام از این کارها موفقیت آمیز نبود، و شما به شدت می خواستید تنظیمات استفاده شده برای گرفتن یک عکس را بدانید، ممکن است بتوانید به داده های exif تصویر دسترسی پیدا کنید. هنگامی که یک عکس دیجیتال گرفته می شود، مجموعه ای از داده ها در یک فایل جاسازی می شود. این داده ها شامل فاصله کانونی، سرعت شاتر، دیافراگم، مدل دوربین، و اغلب مجموعه ای از اطلاعات دیگر است.
داده های exif یک عکس اغلب توسط عکاس یا وب سایتی که بر روی آن آپلود شده حذف می شود. اما اگر حذف نشده باشد، به راحتی می توانید به یکی از روش های زیر به آن دسترسی داشته باشید:
– استفاده از یکی از وب سایت هایی که داده های exif یک عکس را برای شما تجزیه و تحلیل می کنند.
برخی از وب سایت ها مانند exifdata.com حتی می توانند با استفاده از URL تصویر نیز آن را تجزیه و تحلیل کنند.
[مهندسی معکوس یا تحلیل عکس]
سایه افراد در عکس به وضوح جهت خورشید را نشان می دهد
از توانایی های جدید خود عاقلانه استفاده کنید
حالا که فهمیدید چطور یک عکس را مهندسی معکوس کنید، بروید و تمرین کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، راحت تر خواهد شد. به عنوان یک عکاس، توانایی تجزیه و تحلیل یک عکس، مهارت بسیار ارزشمندی است. با انجام این کار می توانید چیزهای بسیار زیادی از عکاسان دیگر یاد بگیرید.
اما باز هم تکرار می کنم، این آموزش درس سرقت هنری نیست؛ بلکه در مورد رشد کردن به عنوان یک عکاس با یادگیری از عکس های افراد دیگر است، نه بازسازی یا کپی برداری از آنها.
حالا بروید چند عکسی که دوست دارید را پیدا کرده و با استفاده از توانایی های جدید خود آنها را تجزیه و واکاوی کنید. امیدواریم که این آموزش عکاسی برای شما عزیزان مفید واقع شده باشد.
نویسنده: روان سیمز (Rowan Sims)

منبع:

لنزک


امتیاز : نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ساعت 1:57
توسط آتلیه کودک | تعداد بازديد : 4 | لينك ثابت
برچسب ها : عکاسی,راهنمای عکاسی,آموزش عکاسی,
آخرين مطالب ارسالي
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت سوم (یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ | ۰۲:۱۰)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت دوم (یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ | ۰۲:۰۹)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت اول (یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ | ۰۲:۰۸)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت سوم (جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۳۴)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت دوم (جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۳۳)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت اول (جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۳۱)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت سوم (پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۰۴)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت دوم (پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۰۳)
» آموزش جامع نکات عکاسی از کودکان و نوزادان قسمت اول (پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۰۲)
» آتلیه عکاسی قسمت سوم (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۲۱:۳۳)
» آتلیه عکاسی قسمت دوم (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۲۱:۳۲)
» آتلیه عکاسی قسمت اول (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۲۱:۳۱)
» حقایق مهم در مورد نورپردازی در عکاسی قسمت سوم (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۱۳)
» حقایق مهم در مورد نورپردازی در عکاسی قسمت دوم (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۱۲)
» حقایق مهم در مورد نورپردازی در عکاسی قسمت اول (سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ | ۰۱:۱۱)
» تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی قسمت آخر (دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷ | ۰۰:۵۲)
» تفاوت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی قسمت اول (دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷ | ۰۰:۵۱)
» عکاسی با نوردهی طولانی قسمت آخر (دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۷ | ۰۰:۵۰)
» عکاسی با نوردهی طولانی قسمت سوم (یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷ | ۰۰:۵۱)
» عکاسی با نوردهی طولانی قسمت دوم (یکشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷ | ۰۰:۵۰)

صفحه قبل 1 صفحه بعد
نويسندگان
خبرنامه
جستجو
آمار و ارقام سايت
» تاريخ : یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷
» بازديد امروز : 100
» بازديد ديرور : 10
» بازديد ماه گذشته : 629
» بازديد سال گذشته : 3431
» كل بازديد : 3431

» كاربران آنلاين : 1
» كاربران عضو آنلاين : 0
» كاربران ميهمان آنلاين : 1

» مجموع مطالب : 761
» مجموع نظرات : 0
» تعداد اعضاي سايت : 0

» آي پي شما : 18.212.92.235
» مرورگر : unknown
» سيستم عامل : unknown

» ورودي هاي گوگل امروز : 0
» ورودي هاي گوگل ديروز : 0

» آخرين بروزرساني : ۱۳۹۷/۱۰/۲۹
تبلیغات متنی
خريد بک لینک در تمام وبلاگها
خرید گیفت کارت
بازی